است. رايجترين رسالهٴ طب عمومي در قلمرو لاتيني تأليف پدروي اسپانيايي (پاپ يوحناي بيستويكم) است.1
يكي از مهمترين رسالههاي بهداشتي را يك ايتاليايي به نام آلدوبراندينوي سيينايي(1256)به زبان فرانسه نوشت.2 اين رساله از قديميترين شاهكارهاي ادبيات علمي در زبان فرانسه است.
براي نشان دادن نمونههايي از آثار عربي پيش از همه، تدبير الصحة اثر ابن ميمون ( حدود 1198) را انتخاب ميكنم، كه حاوي دستورهايي هم براي سلامتي جسمي و هم روحي، و توصيههاي درماني سادهاي براي استفاده در مواقعي است كه پزشك در دسترس نباشد. همچنين، اين تأليف عالي بهزودي به عبري و بهلاتيني ترجمه شد. نمونهٴ خوب ديگر كتاب جامعالغرض في حفظ الصحة و دفعالمرض تأليف ابن قف است كه وسايل حفظ سلامتي و پيشگيري از بيماريها را توضيح ميدهد. باز نمونهٴ ديگر كتاب المختار من الاٴغذية از آثار ابن نفيس است.
عجيب است كه اين سه رساله، كه آنها را بدون توجه به شخصيت موٴلفانشان برگزيدهام، بهدست سه تن پزشك مصري و شامي تأليف شده، كه اولي يهودي، دومي مسيحي، و سومي مسلمان بود.
اين امر تمدن آميخته و مختلط خاور نزديك را در آن روزگار، و حتي در روزگار ما، نشان ميدهد.
رسالههايي كه در اين بخش ذكر شد حاوي نوآوريهاي طبي نيست، هدف آنها بيشتر جنبهٴ عمومي داشت تا علمي. اين به ما امكان ميدهد تا نشر معلومات طبي را ارزيابي كنيم. شايد اينها براي مورخ فرهنگ بيش از مورخ طب ارزش داشته باشد.
60. دامپزشكي. تعدادي از رسالههاي دامپزشكي در سيسيل و احتمالاً در اسپانيا نوشته شد.
موضوع اين رسالهها منحصر به اسب بود. بيماريهاي گاوان و جانوران اهلي ديگر بهطور اختصار در رسالههاي مربوط به دامداري و مزرعهداري مورد بحث قرار ميگرفت (قسمت 38)، و بيماريهاي سگان و مرغان شكاري در بازنامهها (قسمت 41).
بهاستثناي تعدادي رسالههاي اسپانيايي راجع به دامپزشكي كه درست مورد بررسي قرار نگرفته و تاريخ آنها دقيقاً معين نيست، جالب است كه همهٴ رسالههاي مورد ملاحظهٴ من در حوالي نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، در سيسيل نوشته شده. مهمترين اينها رسالهاي است كه يوردان روفو اندكي، پس ازمرگ امپراتور فردريك دوم به ياد او نوشته است.3 اين رساله، حاوي سنت يونان و رومي است كه از قرار معلوم هرگز در ايتالياي جنوبي متروك نشد. رواج وسيع اين رساله از دستنويسهاي فراوانش به زبانهاي مختلف معلوم ميشود. مسلم نيست كه آيا متن اصلي